دانلود آلبوم در یک فایل فشرده از سرور مدیا فایر


دانلود ترک ها ی آلبوم به انضمام متن اشعار از سرور مدیا فایر

 

تصنيف: عاشقانه (يك) - كلام: حميد متبسم

در تارهاي عشق تو پيچيده ام عزيز بر بند سخت زلف تو تابيد هام عزيز

از آفتاب مهر تو روييده ام ز خاك در سايه سار سرو تو آسود هام عزيز

چون برگ زرد، به روي زمين سرد چون برگ زرد، جانانه در گذار تو افتاده ام عزيز

آواز: بوي عشق (دو) - كلام: سعدي

چه خوش است بوي عشق از نفس نيازمندان دل از انتظار خونين، دهن از اميد خندان

نظري مباح كردند و هزار خم معطر دل عارفان ببردند و قرار هوشمندان

اگرم نمي پسندي مدهم به دست دشمن كه من از تو برنگردم به جفاي ناپسندان

اگر از كمند عشقت بروم كجا گريزم كه خلاص، بيتو بند است و حيات، بيتو زندان

نفسي بيا و بنشين، سخني بگوي و بشنو كه قيامت است چندين سخن از دهان چندان

تصنيف: قيژك كولي (سه) - كلام: شفيعي كدكني

رنگ در رنگ و به هر رنگ هزارانش طيف

نغمه در نغمه به هر نغمه به ياد ياران

قيژك كولي كوك است در اين تنگي عصر

راست در پردة اندوه و فغان باران

ميزند بي كه نگاهي فكند بر چپ و راست

رفته از دست و درافتاده ز مستي از پاي

قيژك كولي كوك است در اين تنگي عصر

رعد را عربده بگسسته، ولي پيوسته

قيژك كولي، در همهمهاي

قيژك كولي كوك است در اين تنگي عصر

پردة ديگر مكن و راه مگردان كولي

هم مگر همرهي زخمة طوق تو كند

دلي از گريه سبكبار در اين تنگ غروب

ساز: قطعه مستانه (چهار)

آواز: كمند زلف (پنج) - كلام: حافظ (تفاوت ترتيب)

زان يار دلنوازم شکري است با شکايت گر نکتهدان عشقي بشنو تو اين حکايت

بيمزد بود و منت هر خدمتي که کردم يا رب مباد کس را مخدوم بيعنايت

در زلف چون كمندش اي دل مپيچ كآنجا سرها بريده بيني بيجرم و بيجنايت

از هر طرف كه رفتم جز وحشتم نيفزود زنهار از اين بيابان وين راه بي نهايت

در اين شب سياهم گم گشت راه مقصود از گوشه اي برون آي اي كوكب هدايت

چشمت به غمزه ما را خون خورد و م يپسندي جانا روا نباشد خونريز را حمايت

رندان تشنه لب را آبي نمي دهد كس گويي وليشناسان رفتند از اين ولايت

اي آفتاب خوبان م يجوشد اندرونم يكساعتم بگنجان در ساية عنايت

اين راه را نهايت صورت کجا توان بست کش صد هزار منزل بيش است در بدايت

هرچند بردي آبم روي از درت نتابم جور از حبيب خوشتر کز مدعي رعايت

عشقت رسد به فرياد ار خود به سان حافظ قرآن ز بر بخواني در چارده روايت

تصنيف: زاهي عشق (شش) - كلام: مولانا

زهي عشق زهي عشق كه ما راست خدايا چه نغز است و چه خوب است و چه زيباست خدايا

چه گرميم چه گرميم از اين عشق چو خورشيد چه پنهان و چه پنهان و چه پيداست خدايا

زهي ماه زهي ماه زهي بادة همراه كه جان را و جهان را بياراست خدايا

زهي شور زهي شور كه انگيخته عالم زهي كار زهي بار كه آنجاست خدايا

فروريخت فروريخت شهنشاه سواران زهي گرد زهي گرد كه برخاست خدايا

فتاديم فتاديم بدان سان كه نخيزيم ندانيم ندانيم چه غوغاست خدايا

ز هر كوي ز هر كوي يكي دود دگرگون دگربار دگربار چه سوداست خدايا

نه دامي است نه زنجير همه بسته چراييم چه بند است چه زنجير كه برپاست خدايا

چه نقشي است چه نقشي است در اين تابة دل ها غريب است غريب است ز بالاست خدايا

خموشيد خموشيد که تا فاش نگرديد که اغيار گرفته است چپ و راست خدايا