چهره به چهره |استاد شجریان آهنگساز: محمدرضا لطفي - دستگاه: نوا - اجرا: ۱۳۵۶ - انتشار: ۱۳۷
چهره به چهره
ساز: قطعه نستاري ساز: رنگ نوا
آواز: آتش نهفته - كلام: حافظ (تفاوت ترتيب)
حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت آري به اتفاق جهان ميتوان گرفت
افشاي راز خلوتيان خواست كرد شمع شكر خدا كه سر دلش در زبان گرفت
ميخواست گل كه در زند از رنگ و بوي دوست از غيرت صبا نفسش در دهان گرفت
آسوده بر كنار چو پرگار ميشدم دوران چو نقطه عاقبتم در ميان گرفت
خواهم شدن به كوي مغان آستينفشان زين فتنهها كه دامن آخرزمان گرفت
زين آتش نهفته كه در سينة من است خورشيد شعلهاي است كه در آسمان گرفت
رنگ نوا
ادامه ی ساز و آواز
مي خور كه هركه آخر كار جهان بديد از غم سبك برآمد و رطل گران گرفت
آنروز شوق ساغر مي خرمنم بسوخت كآتش ز عكس عارض ساقي در آن گرفت
بر برگ گل به خون شقايق نوشتهاند كآنكس كه پخته شد مي چون ارغوان گرفت
فرصت نگر كه چو فتنه در عالم اوفتاد صوفي به جام مي زد و از غم كران گرفت
حافظ چو آب لطف ز نظم تو ميچكد حاسد چگونه نكته تواند بر آن گرفت
تصنيف: چهره به چهره - كلام: زرينتاج قزويني (قرهالعين)
گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو شرح دهم غم تو را نكته به نكته مو به مو
ساقي باقي از وفا باده بده سبو سبو مطرب خوشنواي را تازه به تازه گو بگو
در پي ديدن رخت همچو صبا فتادهام خانه به خانه در به در كوچه به كوچه كو به كو
ميرود از فراق تو خون دل از دو ديدهام دجله به دجله يم به يم چشمه به چشمه جو به جو
تصنيف (هشت) - كلام: سعدي
ما را همه شب نميبرد خواب اي خفته روزگار، درياب
در باديه تشنگان بمردند وز حله به كوفه ميرود آب
اي سخت كمان سست پيمان اين بود وفاي عهد اصحاب؟
خار است به زير پهلوانم بي روي تو خوابگاه سنجاب
اي ديدة عاشقان به رويت چون روي مجاوران به محراب
من تن به قضاي عشق دادم پيرانه سر آمدم به كتاب
زهر از كف دست نازنينان در حلق چنان رود كه جلاب
ديوانة كوي خوبرويان دردش نكند جفاي بواب
سعدي نتوان به هيچ كشتن اّلا به فراق روي احباب
| به نام خداوند جان و خرد و آگاهی